یک اپ شبکهسازی برای دبی که محورش ارتباط است. آن را از اول تا آخر طراحی و مستند کردم و بعد با وعدههایی سنجیدم که آنبوردینگ خود اپ به کاربر میدهد.
شرکت
مستقل
نقش
طراح محصول و استراتژیست
دوره
۲۰۲۶–
نوع
محصول
صنعت
اجتماعی · شبکهسازی · دبی
تیم
اپ و پنل مدیریت را یک تیم توسعهی مستقل ساخت و منتشر کرد. سینا طراحی و استراتژی محصول را هدایت میکرد.
وضعیت
منتشرشده
ابزارها و فناوریها
Figma
Excel
Word
دانلود اپ
Apple و App Store علامتهای تجاری Apple Inc. هستند و Google Play علامت تجاری Google LLC است.
مسئله
اپهای رویداد برای فروش بلیت ساخته شدهاند و شبکههای اجتماعی برای اینکه کاربر وقت بیشتری در آنها بگذراند. هیچکدام به کار کسی نمیآید که پنج گفتوگوی مفید لازم دارد، نه یک فید دیگر.
نقش
مسئولیت طراحی و استراتژی محصول را پیش بردم؛ از سند محصول، فهرست مسئلهها و مدل KPI تا رابط کاربری موبایل و دیزاین سیستم آن، معماری برند و لایهی B2B مکانها. اپ را یک تیم توسعهی مستقل ساخت.
نتیجه
طراحی ۱۲۶ صفحه روی یک دیزاین سیستم مستند، تهیهی فهرست ۵۷ مسئله و نوشتن قواعد فرهنگی قطعی برای دبی. وقتی همین کار را با وعدههای خود اپ سنجیدم، دیدم دو وعده از چهار وعدهی آنبوردینگ هیچ صفحهای در فایل ندارند.
شکل 01
شکل 01سه صفحه از ۱۲۶ صفحه: ساخت میتآپ با گفتوگو، لایهی درآمدی مکانهای شریک و یک میتآپ در حال برگزاری.
01زمینه
محصول اصلی رویداد نیست؛ ارتباط است.
VIN یک پلتفرم شبکهسازی برای جامعهی حرفهای دبی است که محورش ارتباط است. در اپهای معمول رویداد، کاربر رویدادی پیدا میکند و شاید با کسی آشنا شود، و موفقیت را با تعداد بلیتهای فروختهشده میسنجند. در طرح VIN، کاربر هدف ارتباطیاش را مشخص میکند، AI مسیری از رویدادها را پیشنهاد میدهد، کاربر در آنها شرکت میکند و در آخر ارتباطی را که شکل گرفته ثبت میکند.
شاخص اصلی سند محصول «نرخ ثبت ارتباط» بود، با هدف بیش از ۴۰٪؛ نه حضور در رویداد، نه باز کردن اپ و نه دیدن پروفایل. دلیل این انتخاب، شرایط دبی بود: مهاجران زیاد جابهجا میشوند و آشناییها بیشتر در فعالیتهایی مثل دویدن، پدل و دوچرخهسواری شکل میگیرد تا در سالنهای همایش.
محصول اصلی، ارتباط میان آدمهاست؛ رویداد فرصتی برای شکلگرفتن آن است.
02مسئله
VIN نه قرار بود یک اپ رویداد دیگر باشد، نه اپی که کاربر را با ترفندهای اعتیادآور نگه دارد.
اپهای کشف رویداد با فروش بلیت موفق میشوند، چه شرکتکننده با کسی آشنا شود چه نه. شبکههای اجتماعی دنبال زمانیاند که کاربر در آنها میگذراند و برای همین اسکرول بیپایان و عددهای ظاهری را به کار میگیرند. برای کسی که سه ماه پیش به دبی آمده و پنج گفتوگوی مفید لازم دارد، هیچکدام راه درستی نیست.
سند محصول صریح میگوید VIN چه چیزی نیست: نه اپ کشف رویداد، نه شبکهی اجتماعی، نه اپ دوستیابی، نه سرویس معرفی افراد به هم و نه سامانهی فروش بلیت.
03محدودیتها
قبل از طراحی اولین صفحه، قواعد فرهنگی بازار دبی را مشخص کردم.
بعضی الگوهای تعامل که در بازارهای دیگر جواب میدهند، مثل جدول ردهبندی عمومی و رقابت آشکار، با فرهنگ دبی جور نبودند. در سند محصول بخش مفصلی دربارهی ملاحظات فرهنگی دبی نوشتم: زمانبندی در ماه رمضان، روابط زن و مرد، الکل، پشتیبانی از عربی و RTL، و عرضه در سه مرحله؛ اول برای حرفهایهای مهاجر، بعد برای جامعهی گستردهتر مهاجران و در آخر برای اماراتیها.
بعدها روشی را که با آن VIN را طراحی و بررسی کرده بودم، به یک پروتکل طراحی و ممیزی تبدیل کردم که در پروژههای دیگر هم به کار میآید. این پروتکل نُه قاعدهی فرهنگی قطعی برای دبی دارد و جدولی قطعی از تصمیمهای آگاهانهی طراحی، که دلیل هر تصمیم کنارش آمده است.
04نقش من
نقش من
طراحی و استراتژی محصول با من بود و یک تیم توسعهی مستقل اپ و پنل مدیریت را ساخت و منتشر کرد.
مسئولیت با من
↳نوشتن سند محصول، فهرست مسئلهها و مدل KPI
↳طراحی رابط کاربری موبایل و دیزاین سیستم آن
↳طراحی معماری برند و نامگذاری
↳طراحی لایهی B2B مکانها و نوشتن متنهای معرفی آن به بازار
↳بازبینی QA اپ ساختهشده و بررسی کارکردهای پنل مدیریت
مسئولیت مشترک
—
همکاری
↳یک تیم توسعهی مستقل که اپ و پنل مدیریت را در admin.viwin.link ساخت و منتشر کرد
سند محصول، کار طراحی و استراتژی را با جزئیات ثبت کرده، اما سهم دقیق من و تیم توسعه را در تصمیمهای پیادهسازی مشخص نمیکند. بنابراین فقط کارهایی را به خودم نسبت میدهم که مستند شدهاند.
کار در شش مرحله پیش رفت و خروجی هر مرحله، ورودی مرحلهی بعد بود.
01
سند محصول۳٬۷۱۶ خط: فلسفهی محصول، سه پرسونا، هفت فلو اصلی و ده اصل طراحی
02
فهرست مسئله۵۷ مسئله در پنج سطح دشواری، در یک فایل اکسل با ۸ شیت
05نقشهی راه
نقشهی راه با فهرست ۵۷ مسئله شروع شد.
پیش از برنامهریزی اسپرینتها، همهی مسئلههایی را که محصول با آنها روبهرو میشد در یک فهرست جمع کردم: ۵۷ مسئله. برای هر مسئله مشخص کردم که به شرکتکنندهها، میزبانها، پلتفرم یا مدل خود VIN مربوط است و کنارش قابلیتهایی را که میتوانستند حلش کنند، همراه با یک KPI و عدد هدف، نوشتم. بعد هر مسئله را بر اساس حجم کار در یکی از پنج سطح گذاشتم؛ از کارهای سریعی که چند روز طول میکشید تا تنشهای بنیادی که هیچوقت کاملاً حل نمیشوند و فقط باید مدیریتشان کرد.
این عددها را یکبار و یکجا در فایل KPI تعریف کردم. هرکدام از ۲۰ KPI یک فرمول ساده، سگمنتهایی برای تحلیل و وضعیت ردیابی دارد: یک شاخص اصلی، دوازده شاخص که آن را جلو میبرند و هفت شاخص که مراقب آسیبهای رشدند. از روز اول فقط ششتای آنها قابل اندازهگیری بود. ترتیب کار هم از همین سطحها درآمد که در چهار مرحلهی زیر آمده است.
هر قدم نقشهی راه یک مسئله است با یک عدد مشخص، تا تیم بداند چه زمانی آن مسئله حل شده است.
ترتیب کار، بر اساس شیت خلاصهی فهرست مسئلهها
01
اسپرینت ۱ و ۲هر هشت کار سریع: اصلاحهای کوچکی که مانعهای آشکار را برمیدارند
02
اسپرینت ۳ تا ۵ثبت ارتباط، جایگاه محصول و اولین ورود: اینکه VIN برای کاربر تازه چیست
دو فایل اکسل این نقشهی راه
01
فهرست مسئلهها
۵۷ مسئله در پنج سطح، هرکدام با قابلیتهای پیشنهادی و یک KPI با عدد هدف. فایل هشت شیت دارد و شیت آخر، خلاصه و ترتیب کار است.
۱۲۶ صفحه در یازده بخش طراحی کردم، همه روی یک دیزاین سیستم مستند.
کل محصول در صفحهی App فایل Figma است: ۱۷٬۵۸۹ لایه در ۱۱ بخش؛ پروفایل (۳۲ صفحه)، جزئیات میتآپ (۳۳ صفحه، با چهار State لغو)، گفتوگو (۱۵)، ویزارد نهایی (۱۱)، VIN Business (۸ صفحه، لایهی B2B مکانها)، خانه (۷) و پنج فلو کوچکتر.
دیزاین سیستم را بر پایهی رنگ #1d2b3b، رنگ تأکید فسفری #daed00 و فونت Hurme Geometric Sans 3 ساختم. ۲۱ استایل متن با نام مشخص دارد و شعاع گوشهها را برای هر جزء جدا تعریف کردم: کارتها ۲۰ پیکسل، دکمههای کپسولی ۴۸ پیکسل، چیپهای دستهبندی ۳۰ پیکسل و نوار تب ۳۲ پیکسل. کارتها را با واریانت ساختم، نه با یک کپی جدا برای هر State.
07راهحل
فرضیهی اصلی محصول را در اولین صفحهی پرکاربردترین فلو گذاشتم.
ساخت میتآپ با فرم شروع نمیشود، با گفتوگو شروع میشود: «سلام سینا، هدفت از ساخت میتآپ چیست؟» کاربر چهار گزینه دارد: آشنایی با افراد جدید، تحلیل شبکهام، تقویت ارتباطهای موجود، یا فقط انجام یک فعالیت. گزینهی چهارم راهی صادقانه است برای کسانی که اصلاً نمیخواهند هدفگذاری کنند.
این گفتوگو یکی از چهار راه ورود است که در یک Segmented Control بالای صفحه کنار هم آمدهاند: گفتوگو، علاقهمندی، کشف و اخیر. پایین صفحه هم کادری برای نوشتن هست با عنوان «ساخت میتآپ با AI».
با گزینهی چهارم، «فقط میخواهم فعالیتی انجام دهم»، محصول صادقانه میپذیرد که بعضی کاربران فرضیهاش را نمیخواهند.
01فلو بهجای فرم با یک گفتوگو شروع میشود: «سلام سینا، هدفت از ساخت این میتآپ چیست؟»
02«آشنایی با افراد جدید: شبکهات را در یک حوزهی مشخص گسترش بده.» گزینهی پیشفرض برای تازهواردی که هنوز در شهر شبکهای ندارد.
03«تحلیل شبکهام» و «تقویت ارتباطهای موجود»: دو گزینه برای کسانی که شبکهای دارند و میخواهند بیشتر از آن استفاده کنند.
04«فقط میخواهم فعالیتی انجام دهم: استراتژی را کنار بگذار و یک میتآپ ساده بساز.» این راه خروج است و صادقانهترین جملهی فایل.
05گفتوگو، علاقهمندی، کشف و اخیر بالای صفحه کنار هم آمدهاند و روی کادر پایین نوشته شده «ساخت میتآپ با AI». چهار راه ورود هست و فقط یکی از آنها گفتوگوست.
شکل 05ساخت میتآپ، فلویی که میزبان بیشتر از همه با آن کار میکند، با این پرسش شروع میشود که میتآپ برای چیست. یعنی فرضیهی محصول، اولین پرسشی است که هر کاربر به آن جواب میدهد.
08تصمیمهای کلیدی
تصمیمهای کلیدی
01
کنار گذاشتن واژههای «میتآپ» و «رویداد»
VIN نام پلتفرم است و Meet نام کاری که کاربر انجام میدهد. قاعدهی استفاده را ثابت کردم: «به یک VIN Meet بپیوندید»، هرگز «اپ VIN Meet را دانلود کنید». به این ترتیب، پنج شاخهای که برای محصول برنامهریزی شده بود (VIN Party، VIN Challenge، VIN Business Walk، VIN Retreat) هیچوقت به تغییر نام نیاز پیدا نمیکنند.
گزینههای دیگر
پیشنهادی ملایمتر در راهنمای سبک که اجرایش به تشخیص هر کپیرایتر واگذار میشود.
بدهبستان
قطعی بودن این قاعده، معماری برند را جدی میکند. اما در خود فایل طراحی هنوز همهجا واژههای «میتآپ» و «رویداد» آمده، حتی در نام بخشها؛ تصمیمی که قطعی شده، هنوز یک دور بازنویسی متنها لازم دارد تا واقعاً اجرا شود.
شواهد
سند معماری برند، با تاریخی بعد از کار رابط کاربری
02
بدون جدول ردهبندی عمومی و بدون فضای رقابتی
جدول ردهبندی عمومی و نمایش رقابت میان کاربران با فرهنگ بازار دبی جور نبود.
گزینههای دیگر
جدول ردهبندی عمومی برای میزبانها یا شرکتکنندهها؛ روشی رایج برای بالا بردن تعامل در اپهای ورزشی و رویدادی.
بدهبستان
یک روش امتحانشده برای افزایش تعامل را کنار گذاشتیم و بهجایش تطبیق سنجیدهی افراد و هدفهای ارتباطی را گذاشتیم.
شواهد
09راهحل
لایهی مکانها مدل کسبوکار است، نه یک صفحهی فرود.
همکاری با مکانها در بخش VIN Business چهار مرحله دارد: ثبت مکان، پیدا کردن گروه مناسب، میزبانی و سنجش نتایج. این رابطه واقعاً دوسویه است. میزبان در فلو «اسپانسر من باش» برای یک مکان پیشنهاد قیمت میدهد و اپ مبلغی پیشنهادی و نشانگر قیمت منصفانه را کنارش نشان میدهد. مکان هم بهجای بازدیدهای اتفاقی، درخواستهای مرتبط را بررسی میکند.
پیامی که برای مکانها نوشتم صریح است: «صندلیهای خالی مشکل مارکتینگ نیستند؛ مشکل تقاضاییاند که میشود پیشبینیاش کرد.» در همین صفحه یک توضیح حقوقی هم آمده که میگوید عددهای عملکرد برآوردیاند، بر پایهی دادههای آزمایشی، و نتیجهای را تضمین نمیکنند.
قیف همکاری با مکانها چهار مرحله دارد.
01
ثبت مکانمکانت را در دو دقیقه معرفی کن: موقعیت، ظرفیت، ساعات پرترافیک و کمترافیک، مخاطب هدف
02
تطبیقVIN گروههای میتآپ مرتبط را بر اساس منطقه، زمان و تناسب مخاطب پیشنهاد میدهد
صفحهی مکان، که کاربر از فید به آن میرسد
10نتیجه
طراحی روی کاغذ نماند و ساخته شد؛ بعد آن را با وعدههای خودش سنجیدم.
تیم توسعه این طراحی را ساخت و اپ منتشر شد. پیش از انتشار، در یک بازبینی QA که تاریخش ثبت شده، باگهای واقعی پیادهسازی را در اپ فهرست کردم: API بوکمارک کار نمیکرد، بعضی صفحهها وقتی کاربر به آنها برمیگشت دادهها را تازه نمیکردند، دکمهی برگشت در یک جا به بنبست میرسید، و وقتی میزبان درخواست پیوستن به یک میتآپ خصوصی را رد میکرد، وضعیت «درخواستشده» باقی میماند. در پنل مدیریت هم هشت مسیر را با پوشش تقریبی ۸۵ تا ۹۰ درصد امتحان کردم و عمداً سراغ تستهای مخرب روی دادههای واقعی نرفتم.
اما آنبوردینگ چهار وعده میدهد و فایل فقط برای دوتای آنها صفحه دارد. در هیچکدام از ۱۷٬۵۸۹ لایهی فایل، واژههای «path» و «log» نیامدهاند: نه صفحهای برای تعیین هدف هست، نه مسیر پیشنهادی AI و نه صفحهای برای ثبت ارتباط.
01«از راه حرکت آشنا شو»: با کسانی آشنا شو که ورزششان با تو یکی است. صفحههای تحویلشده: فید خانه، چیپهای دستهبندی و نقشه.
02«با چه کسی میخواهی آشنا شوی»: «هدفهای ارتباطیات را مشخص کن تا رویدادهای مناسب را برایت پیدا کنیم.» در فایل هیچ صفحهای برای تعیین هدف نیست.
03«حاضر شو، فعال بمان»: به فعالیتهایی بپیوند که با برنامهات جور است. صفحههای تحویلشده: جزئیات میتآپ، بلیتها و فلوهای پیوستن و لغو.
04«شبکهات با تو رشد میکند»: «رویدادها، ارتباطها و رابطههای مهمت را دنبال کن.» صفحهای برای ثبت ارتباط هم در فایل نیست.
شکل 07آنبوردینگ در چهار اسلاید چهار وعده میدهد. جستوجوی «path» و «log» در همهی ۱۷٬۵۸۹ لایهی فایل نتیجهای ندارد: دو وعده از چهار وعده، همان دو وعدهای که فرضیهی محصول به آنها تکیه دارد، هیچ صفحهای ندارند.
جزئیات میتآپ ← میتآپ حاضرشده
11صفحهها
تمام صفحههای فایل، فلو به فلو.
صفحهی App در فایل Figma ۱۳۸ فریم موبایل در یازده بخش دارد. دوازدهتای آنها عیناً تکراریاند: فلو مکانها کل ویزارد ساخت میتآپ را دوباره به کار میبرد و یک صفحهی ویرایش دو بار آمده است. پس ۱۲۶ صفحه میماند. همه را در ادامه آوردهام، به همان ترتیبی که کاربر با آنها روبهرو میشود: ورود، پیدا کردن میتآپ، پیوستن یا میزبانی، گفتوگو دربارهی آن و در آخر پروفایل، که بقیهی بخشها زیر آن است.
ده فریم را نمیشد همانطور که در فایل بودند نشان داد: شش فریم در فایل اپسیتی ۱۰٪ دارند و چهار فریم زیر لایهای روی بوم ماندهاند، برای همین هرکدام را جداگانه و با اپسیتی کامل خروجی گرفتم. ایمیل حساب نمونه را پیکسلی و عکس پروفایلش را محو کردم. صفحههای مکانها هنوز برند یک زنجیرهی واقعی کافیشاپ را بهعنوان محتوای موقت دارند.
12انتشار
یک داستان را در هفت تصویر گفتم و برای هر اندازهای که فروشگاهها میخواستند دوباره چیدم.
VIN با نام VIN.meet در App Store و Google Play منتشر شده است. خیلیها قبل از نصب یک اپ، اول تصویرهایش را در فروشگاه میبینند؛ برای همین تصویرهایی که برای صفحهی فروشگاه طراحی کردم، یک داستان را در هفت تصویر میگویند. هر تصویر یک پیام دارد و صفحهای از اپ را نشان میدهد که پشت آن پیام است، با همان رنگهای سرمهای و سبز لیمویی خود اپ: آشنایی با آدمها از راه ورزش، جامعهای دههزارنفری، آدمهایی که هنوز ندیدهای، ساختن میتآپ با AI، آدمهای هر میتآپ، دوستانی که با خودت میآوری و نقشهای که پیدایشان میکند.
بعد این هفت تصویر را برای هر اندازهای که فروشگاهها میخواهند دوباره چیدم: آیفون ۶٫۵ و ۶٫۷ اینچ در حالت عمودی و افقی، و قالب عمودی و ۱۰۲۴ × ۵۰۰ در Google Play. از یک داستان ۴۲ تصویر درآمد و هیچکدام بریدهی تصویر دیگری نیست. همین سبک را در کاوری برای اشتراکگذاری میتآپ بیرون از اپ و در مجموعهای از آیکنهای سهبعدی برای راهنمای برند VIN هم ادامه دادم؛ آیکنها همان سبز لیمویی شیشهای آیکن اپ را دارند.
در ۷ اکتبر ۲۰۲۶، VIN در Google Play بیش از ۱۰ هزار نصب و امتیاز ۴٫۷ داشت و امتیازش در App Store امارات ۴٫۹ بود.
شکل 12این کاور را برای اشتراکگذاری یک میتآپ بیرون از اپ طراحی کردم و آن را از کارتهای خود اپ ساختم؛ مکان، میزبان، ساعت و تاریخ و دکمهی پیوستن را نشان میدهد.
میت (نقرهای)
میت
13نتایج
نتایج
اینها خروجیهای طراحی و ممیزیاند. آمار استفاده از اپ متعلق به خود VIN است؛ تا اکتبر ۲۰۲۶، اپ در Google Play بیش از ۱۰ هزار بار نصب شده بود.
صفحهی طراحیشده برای تیم توسعه
۱۲۶
در ۱۱ بخش Figma، روی یک دیزاین سیستم با ۱۲ گروه و ۲۲۱ کامپوننت
نتیجهی اندازهگیریشده · ممیزی فایل Figma
مسئلهی فهرستشده
۵۷
در پنج سطح دشواری، هرکدام با KPI و درجهی دشواری خودش
صفحههای تعیین هدف و ثبت ارتباط، که فرضیهی محصول به آنها تکیه دارد، در فایل نیستند
نتیجهی اندازهگیریشده · ممیزی فایل با ۱۷٬۵۸۹ لایه
یک بازبینی QA صادقانه و تاریخدار، پیش از انتشار
بازبینی ۸ فوریه از باگهای واقعی اپ، بههمراه بررسی کارکردهای پنل مدیریت با پوشش ۸۵ تا ۹۰ درصد، بدون تستهای مخرب
خروجی تحویلشده · بازبینی QA و بررسی کارکردهای پنل مدیریت
آنچه تحویل شد
↳سند محصول (۳٬۷۱۶ خط)
↳فهرست ۵۷ مسئله و تعریف ۲۰ KPI (فایلهای اکسل ۸ و ۴ شیتی)
↳رابط کاربری با ۱۲۶ صفحه، روی یک دیزاین سیستم با ۱۲ گروه کامپوننت
14آنچه یاد گرفتم
آنچه یاد گرفتم
01
شاخص اصلیای که بهسختی بالا میرود فقط انتخاب یک عدد نیست؛ طراحی را محدود میکند
نرخ ثبت ارتباط با اعلان بیشتر یا فید جذابتر بالا نمیرفت؛ فقط وقتی بالا میرفت که محصول واقعاً ارتباطی ساخته بود که ارزش ثبت داشت. انتخاب همین شاخص بیشتر ابزارهای معمول افزایش تعامل را کنار گذاشت، و همین بود که بقیهی طراحی را یکدست کرد.
02
مستندسازی حس پیشرفت میدهد، اما جای آزمودن با صفحهها را نمیگیرد
سند محصول را نوشتم، ۵۷ مسئله را فهرست کردم، ۲۰ KPI تعریف کردم و ۱۲۶ صفحه طراحی کردم؛ اما دو قابلیتی که کل فرضیه به آنها تکیه داشت هنوز هیچ صفحهای نداشتند، در حالی که برای یکیشان هدف ۶۰٪ تعیین شده بود. اگر در هفتهی اول یک نمونهی ساده و خام از مسیر تعیین هدف تا ثبت ارتباط میساختم، این سؤال سخت زودتر پیدا میشد.
03
توصیه در بحثها کنار گذاشته میشود؛ قاعدهی قطعی میماند
اگر «بدون جدول ردهبندی عمومی» فقط یک توصیه بود، با اولین ایدهی رشد کنار میرفت. وقتی آن را با دلیلش به یک قاعدهی قطعی تبدیل کردم، پابرجا ماند. همین کار را با واژهها هم کردم: اعلام کردم «میتآپ» و «رویداد» دیگر به کار نمیروند، نه اینکه فقط بهتر است به کار نروند. این کار به معماری برند قدرت اجرا داد، هرچند خود فایل طراحی نشان میدهد تصمیم قطعی هم تا متنها بازنویسی نشوند، واقعاً اجرا نمیشود.
04
وقتی لایهی درآمد مثل یک محصول طراحی شود، سند محصول برای کاربران هم تغییر میکند
وقتی لایهی مکانها را طوری طراحی کردیم که مکانها با گروهها تطبیق داده شوند و میزبانها برای اسپانسری پیشنهاد قیمت بدهند، «پر کردن صندلیها در ساعات خلوت» به یک محدودیت واقعی در زمانبندی، اندازهی گروه و ترکیب دستهها تبدیل شد، و سند محصول بسیار دقیقتر از «به آدمها در شبکهسازی کمک کن» شد.
KPIها۲۰ KPI در نُه حوزه، که هفتتای آنها مراقب آسیبهای خود رشد هستند
04
رابط کاربری۱۲۶ صفحه در ۱۱ بخش، روی یک دیزاین سیستم مستند
05
برندمعماری نامگذاری برای کنارگذاشتن واژههای «میتآپ» و «رویداد»
06
ورود به بازار و QAیک بستهی ASO و یک بازبینی QA تاریخدار از اپ ساختهشده و پنل مدیریت
شکل 02از هر تب یک صفحه: فید خانه، بلیتها، گفتوگو و گزارش فعالیت. اینها چهار بخش از یازده بخش فایلاند؛ کل فایل ۱۲۶ صفحه دارد که همه را با یک مجموعهی کامپوننت ساختم.
03
اسپرینت ۶ تا ۱۰غیبت در میتآپ، اعتماد، اضطراب اجتماعی و ابزارهای میزبان: چیزهایی که هر میتآپ را به نتیجه میرساند
04
مداومسطح خیلی سخت و تنشهای بنیادی، همزمان با رشد کاربران
شکل 03سه نمونه از دوازده گروه کامپوننت. ۲۲۱ کامپوننت در صفحهی جداگانهی دیزاین سیستم قرار دارند و جدا از صفحهی App نسخهبندی میشوند.
شکل 04کیفیت یک اسپک را از همین Stateها میشود سنجید: صفحهی آفلاین که نوار تب را سر جایش نگه میدارد، گفتوگوی خالی که کاربر را به پیوستن به یک میتآپ برمیگرداند، و لغو میتآپ پولی کمتر از ۲۴ ساعت قبل از شروع؛ یکی از چهار State لغو، که هرکدام جملهی خودش را دربارهی بازگشت وجه دارد.
نُه قاعدهی فرهنگی قطعی برای دبی، بخشی از پروتکل طراحی و ممیزی که در پروژههای دیگر هم به کار میآید
03
ساخت میتآپ با گفتوگو، همراه با یک راه خروج واقعی
فرضیهی مسیریابی با AI را همان لحظهی ساخت جلوی چشم هر میزبان گذاشتیم، نه اینکه در تنظیمات پنهانش کنیم.
گزینههای دیگر
یک فرم ساده برای ساخت میتآپ؛ همان چیزی که در عمل پشت گزینهی چهارم قرار دارد.
بدهبستان
برای کسی که فقط میخواهد یک جلسهی پدل رزرو کند، این مرحله کار را کمی طولانیتر میکند. گزینهی چهارم این هزینه را صادقانه جبران میکند: راه سادهتری جلوی کاربر میگذارد تا مجبور نباشد هدفگذاری کند.
04
طراحی لایهی مکانها بهعنوان محصولی دوسویه، نه یک صفحهی فرود
وقتی مکانها با گروهها تطبیق داده میشوند، «پر کردن صندلیها در ساعات خلوت» دیگر فقط یک شعار فروش نیست؛ به محدودیتی واقعی در زمانبندی و اندازهی گروه در سمت کاربران تبدیل میشود.
گزینههای دیگر
یک صفحهی استاتیک برای درخواست همکاری.
بدهبستان
محصول را واقعاً بزرگتر میکند: هشت صفحهی مستقل، از جمله فلو پیشنهاد قیمت و نشانگر قیمت منصفانه، بهعلاوهی ویزارد ساخت میتآپ که دوباره به کار رفته است. اما همین صفحهها ادعای «مراجعهی واقعی، درآمد واقعی» را برای مکانها از یک وعده به چیزی قابل بررسی تبدیل میکنند.
شواهد
بخش VIN Business: هشت صفحهی مستقل و ویزاردی که دوباره به کار رفته، با یک توضیح حقوقی سنجیده دربارهی عددهای عملکرد
03
میزبانیبازدیدها را به خرید تبدیل کن، در روال عادی کار یا با یک امتیاز اسپانسری که فعال کردهای
04
اندازهگیریبازدیدها و نشانههای خرید را بررسی کن و بعد فعالسازی بعدی را برنامهریزی کن
فرم درخواستی که با دکمهی پایین صفحه باز میشود
شکل 06هر دو سوی لایهی مکانها در یک فلو: صفحهی مکان با دکمهی «اسپانسر من باش» تمام میشود و فرمی که این دکمه باز میکند، اندازهی مخاطب، تاریخ، فعالیت، نوع حمایت و چیزی را که مکان در عوض میگیرد میپرسد. یک صفحهی فرود فقط درخواست اطلاعات جمع میکند؛ این فلو پیشنهادی جمع میکند که میشود رزروش کرد. خود مکان یک زنجیرهی واقعی کافیشاپ است که بهعنوان محتوای نمونه آمده است.
پروفایل ← ارتباطهای مشترک
شکل 08دو بخش و یک صفحه: زیر عنوان، این دو فریم پیکسلبهپیکسل یکساناند و همان دوازده نفر را به همان ترتیب نشان میدهند. این هم استفادهی درست از کامپوننت است و هم نشانهی همان شکاف، چون در هیچکدام چیزی «در یک اتاق بودیم» را از «با هم آشنا شدیم» جدا نمیکند.
شکل 09همهی ۱۲۶ صفحهی اپ VIN در ده فلو. هر کدام را باز کنید تا کل صفحه را ببینید.
شکل 10این هفت تصویر به همان ترتیبی آمدهاند که برای App Store طراحیشان کردم؛ هرکدام یک پیام دارد و صفحهای از اپ را نشان میدهد که پشت آن پیام است. برای دیدن اندازهی کامل، روی هر تصویر بزنید.
شکل 11همین تصویرها را برای قالب ۱۰۲۴ × ۵۰۰ در Google Play دوباره چیدم؛ گوشی بهجای اینکه بریده شود، کنار تیتر آمده است.
سفیران
اطلاعات
کامیونیتی
پارتی VIN
پرسشها
دبی
ورزش
اعلانها
تبلیغات
تقویم
زمان
زمان (با لامپ)
شکل 13این چهارده آیکن سهبعدی را برای راهنمای برند VIN ساختم، با همان سبز لیمویی شیشهای آیکن اپ؛ از میت و کامیونیتی تا پارتی VIN، دبی و تقویم. آیکن میت یک نسخهی نقرهای هم دارد.
↳معماری برند و نامگذاری
↳لایهی درآمدی B2B مکانها (۸ صفحهی مستقل)
↳بستهی ASO و چکلیست بومیسازی عربی و RTL
↳پروتکل طراحی و ممیزی برای پروژههای بعدی (تصمیمهای قطعی، قواعد فرهنگی، الگوهای متن)